تبليغاتX
My HeArT 4 YoU

آنقدراینجا به انتظارت مانده ام که دیگر یادم رفته است که از اینجا ماندن متنفر بوده ام...

 

emo girl by XxEmO_GiRlxX.

 

+ نوشته شده در ساعت 20:34 توسط لنا |

به رویایم بیا...اونجا همه چی خوبه... خوبِ خوب...آره اونجا همه چی صورتیه...دوست داشتنیه...تازه تو هم هستی...می دونی...تو هم اونجایی تو هم صورتی هستی...اونجا تو منو خیلی دوست داری.....

دستمو می گیری و نوازشم می کنی...دستاتو دور کمرم میندازیو محکم بغلم میکنی...دم گوشم میگی:"دوستت دارم"...چقدر زیباست... رویامو میگم....اونجا با هم دیگه قدم میزنیم ... از کنار گل های صورتی رد میشیم و بوی صورتیشونو حس میکنیم....تو یه دونه از اونا رو میچینی و میزاری روی موهام ...توی چشام خیره میشی و بهم میگی:"خیلی خوشگل شدی"و بعد با تمام وجود منو تو سینت فشار میدی اونقدر محکم که جیغ میزنم بعد منو رها میکنی و یه بوسه به گونه هام هدیه میدی...رویای قشنگیه نه؟

کاش همیشه تو رویا بودم!

ولی حیف که این فقط یه رویاست!!!!!!

Emo-love by DN_Angel_Love.

 

+ نوشته شده در ساعت 19:56 توسط لنا |

قلبم آسمان می شود به شوق تپیدن ستاره وجودت...

کاش میان تمام ستارگان***سهیل***نمیشدی...!!!



+ نوشته شده در ساعت 19:14 توسط لنا |



کاش...
آخ!
جلوی بعضی از جمله ها کاش هم نمی توان گذاشت...

+ نوشته شده در ساعت 17:33 توسط لنا |

+ نوشته شده در ساعت 11:10 توسط لنا |

در حضور خارها هم مي شود يك ياس بود در هياهوي مترسك ها پر از احساس بود ميشود حتي براي ديدن پروانه ها شيشه هاي مات يك متروكه را الماس بود دست در دست پرنده بال در بال نسيم ساقه هاي هرز اين بيشه ها را داس بود كاش مي شد حرفي از "كاش مي شد"هم نبود هرچه بود احساس بود عشق بود ياس بود...

+ نوشته شده در ساعت 11:14 توسط لنا |




خیلی غمگینم

غمگین تر از همیشه

هیچکس نیست که مرا از این تنهایی درآورد؟؟

هیچکس نیست که ناله ام را بشنود؟؟

هیچکس نیست که درد دلم را گوش دهد؟؟

من چقدر تنهایم

آه...

تنهاتر از همیشه

...


+ نوشته شده در ساعت 19:41 توسط لنا |





+ نوشته شده در ساعت 15:21 توسط لنا |

 

 

نمی دانم چشمان نورانی ات رادر کدامین فصل غم انگیز وبی ترانه دلم نشاندم که این

چنین،دل بی تابم رابی قرار تو ساخت  

خبر ندرام قطره قطره اشکم رادر کدامین گلدان تنهایی ریختم

که گل مهر تو رویید وشعر های غمگینم برای رسیدن تو به پروازدر آمد ،راستی من بر

سنگفرش کدامین دل نورانی به دنبال رد پاه تو گشته ام ،من از قصه پر غم روز های

خاکستری دلم ،از روز های دلگیری که بی رخ ماه تو گذشته ،نوشته ام وآنقدر در این چین

خوردگی سکوت به دنبال آوایی از تودردل

آسمان گشته ام تا سهمم شفقی سوخته از آه آرزومندانت شد وحسرتی بی نهایت که سربه

آسمان کشید ...

 

+ نوشته شده در ساعت 15:18 توسط لنا |

+ نوشته شده در ساعت 11:5 توسط لنا |